نمیدانم چی بنویسم

ّبه امید اینکه خوش بگذرد

بایگانی برای 25 آگوست 2010

تا وقتیکه تو هستی

چهار شنبه, 25 آگوست 2010
تا وقتي كه تو هستي،
تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست . . .
تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستهاي خسته اي من است . . .
تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان من است . . .
تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي . . .
تا وقتي كه شانه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من . . .

یکشنبه, 22 آگوست 2010

عشق من غصه چرا؟

چهار شنبه, 18 آگوست 2010

آسمان را بنگر که هنوز، بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد

یا زمین را، که دلش از سردی شب های خزان

نه شکست و نه گرفت

بلکه از عاطفه لبریز شد و

نفسی از سر امید کشید

و در آغاز بهار دشتی از یاس سپید

زیر پاهامان ریخت

تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست

ماه من غصه چرا؟

تو مرا داری و من هر شب و روز،

آرزویم همه خوشبختی توست

ماه من دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن

کار آنهایی نیست که خدا را دارند …

ماه من غم و اندوه اگر روزی هم مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق،

زمین خورد و شکست

با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن

و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست!

او همانی است که در تارترین لحظه شب

راه نورانی امید نشانم می داد

او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد

همه زندگی ام، غرق شادی باشد

ماه من غصه اگر هست بگو تا باشد

معنی خوشبختی، بودن اندوه است

این همه غصه و غم، این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه، میوه یک باغ اند

همه را با هم و با عشق بچین …

ولی از یاد مبر، پشت هر کوه بلند

سبزه زاری است پر از یاد خدا

و در آن باز کسی می خواند

که خدا هست، خدا هست …

و چرا غصه چرا؟

Powered by WordPress    •    Entries (RSS)    •    Comments (RSS)    •    Special Thanks to Persian WordPress

WordPress Theme Design by Partnerstvo.ru & Translation byHamed Malek