ارسال شده توسط داریوش خراسانی در تاریخ: ۱۴ سنبله, ۱۳۸۸
برای دیدن تصاویر زیبای از افغانستان به ادامه مطلب مراجع کنید
ارسال شده توسط داریوش خراسانی در تاریخ: ۱۱ حمل, ۱۳۸۸
مبگوی عاشق بارانی ولی وقتی باران می آید چتری ات را باز میکنی
میگوی عاشق برفی ولی از یه گوله برف می ترسی
میگوی عاشق پرنده ای ولی آنرا در قفس زندانی می کنی
میگوی عاشق گلهایی ولی آنها را از شاخه میکنی
چیطور انتظار داری باورت کنم وقت میگوی دوستت دارم؟؟؟
دوست داشتن کسانی که دوستمان میدارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند، دوست بداریم.
زندگی ، زمانی معنا دارد که سفری در جاده ی عشق باشد کسی که در گوشه ای اتراق کند ،زندگی را میبازد.
عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار، از تنفر متنفر باش، به [...]
ارسال شده توسط داریوش خراسانی در تاریخ: ۱۱ حوت, ۱۳۸۷
روزگار بهتری می رسد کمی شکیبا باش و تا آن زمان….خود را باور بدار همواره هوشیار, بکوش تا دور نمای هر چیزی را در نظر آوری مهمترین ها را به یاد بسپار فراموش مکن که دیگری نگران توست در جستجوی بهتر باش بیاموز درسهای آموختنی را [...]
ارسال شده توسط داریوش خراسانی در تاریخ: ۱۱ حوت, ۱۳۸۷
شاید فرصتی نباشد
برای تنها کلمه ای
که در قلبم می رقصد
و زبانم
از گفتن آن رنج می برد
و غرورم
حصاری است
میان من و تو.
چرا پاهایم می گریزند؟
چرا چشمانم دروغ می گویند؟
ارسال شده توسط داریوش خراسانی در تاریخ: ۱۱ حوت, ۱۳۸۷
گله میکرد ز مجنون لیلی – که شده رابطهمان ایمیلی
حیف از آن رابطهی انسانی – که چنین شد که خودت میدانی
ـ*-*ـ*-*ـ*-*ـ*-*ـ*-*ـ*-*ـ
عشق وقتی بشود داتکامی – حاصلش نیست به جز ناکامی
نازنین خورده مگر گرگ تو را – برده یا داتنت و داتارگ تو را
ـ*-*ـ*-*ـ*-*ـ*-*ـ*-*ـ*-*ـ
بهرت ایمیل زدم پیشترک – جای سابجکت نوشتم: به درک
به درک گر دل [...]
ارسال شده توسط داریوش خراسانی در تاریخ: ۲۲ دلو, ۱۳۸۷
دوستت دارم
نه تنها برای آنچه که هستی,بلکه برای آنچه که هستم,هنگامی که با توام.
دوستت دارم
نه تنها برای آنچه که از خود ساخته ای,بلکه برای آنچه که از من می سازی.
دوستت دارم
برای بخشی از وجودم که تو شکوفایش می کنی.
دوستت دارم,
چون دست بر دل فسرده ام می نهی,
زنگارهای بی ارزش و بی مقدار به سویی می [...]
ای کوه…..
ای سراپا همه پند
ازتو این تجربه آموخته ام.
نلرزد تنم از غرش ارابه سنگین زمان
و هراسی ندهم راه به دل ازطوفان
کاه بودن ننگ است.
کوه می باید بود.
کوه می باید بود.
کوه می باید بود…
ارسال شده توسط داریوش خراسانی در تاریخ: ۱۸ دلو, ۱۳۸۷
عاقبت صید سفر شد یار من یادش به خیر
نازنینی بود و از من شد جدا یادش به خیر
با فراقش یاد من تا عهد دیرین پر گرفت
گفتم ای دل سالهای جانفزا یادش به خیر
یار رفت و عمر رفت و جمع ما پاشیده شد
می رسد روزی که از من هم نماند غیر یاد
آن زمان بر تربتم [...]
ارسال شده توسط داریوش خراسانی در تاریخ: ۱۵ دلو, ۱۳۸۷
ای همه مردم، در این جهان به چه کارید
عمر گرانمایه را چگونه گزارید
هر چه به عالم بود اگر به کف آرید
هیچ ندارید اگر که عشق ندارید
▫
وای شما دل به عشق اگر نسپارید
گر به ثریا رسید هیچ نیرزید
عشق بورزید
دوست بدارید
آخرین دیدگاه ها