ارسال شده توسط داریوش خراسانی در تاریخ: ۰۵ دلو, ۱۳۸۷
گناهت را نمی بخشم
نگاهت را نمی خواهم
لبانت را نمی بوسم
گل مسموم عشقت را نمی بویم
دگر افسانه ی عشق ترا با کس نمی گویم
دگر جادوی چشمانت به جانم بی اثر باشد
دگر آغوش گرمت بهر من مگشای
که این مجنون سرگردان زعشقت بی خبر باشد
مرا عشق دگر باشد
زمانی گر تو محبوب من ِ بی خانمان بودی
کنون یاری دگر [...]
آخرین دیدگاه ها